" ح حرف "

" ح حرف "

 

سال نو شروع شده. خوب همه جا از سال نو " حرف " می زنن. ولی ما آدم ها این قدر عجله داریم که به هیچ چی گوش نمی دیم و می خوایم سریع به آخرش برسیم. می شه یکی بگه آخرش چه خبره که حتی فرصت شنیدن و گفتن نداریم!؟

 

خیلی از حرف های آدم رو فقط بعضی ها می فهمند، بعضی از این خیلی حرف ها رو هم فقط 4،5 نفر شاید بگیرن که منطور چی. بعضی از این خیلی ها هم فقط مال یکی، بعضی از حرف های آدم رو هم هیچکی نمی فهمه، بین 8 میلیارد آدم هیچکی!!

 

حال فکر کن اون یکی هم نباشه.

خوشحال می پرسی" خوب نباشه، چی می شه؟"

معلوم دیگه! اون دو تا بعضی رو هم جمع می شن، می شن خیلی. بعد خیلی حرف داری و هیچکی نیست که بفهمه چی می گی!

تا حالا به  این جاش فکر نکرده بودی؟! پس اول ببین حرف حسابم چی چی، بعد نصیحتم کن که " شهاب این حرف ها چی؟!... پشت کامیون نوشته دل نبند رهگذریم و..."

  

بگذریم...

اصلاً سال نو واسه همین گذشتن هاست. اصلاً "حول حالنا" به درد ما ها         می خوره. اصلاً  آدم آخرش باید حرفش رو بگه، بخوای یکسال دیگه هم نگفته بزاریش که ... نمی شه!

 

*******************

 

سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و بخت وتخت

بادت اندر شهریاری بر دوام و بر قرار

سال خرم فال نیکو مال وافر حال خوش

اصل ثابت نسل باقی تخت عالی بخت رام

 

با بهترین آرزوها برای دوست داشتنی ترین آدم های دنیا...

 

  ****************** 

  

درد همین است آری همان درد

گفت عشق را باور ندارد

 

عشق است و مستی، سنجش به عقل است

عقلی که راهی بر دل ندارد

 

گفتم عیاری جز عقل آور

جان می دهم من باور ندارد

 

تا گویم او را رازی از این دل

رنجد مرا باز باکی ندارد

 

در هر نمازم آید به یادم

شرکی که من دارم کافر ندارد

 

گر پرسمش تا کی با من چنینی؟

از گفتن "تا مرگ" پروا ندارد

 

از جور او حاشا گر پا کشم من پس

این هم حکایتی است که آخر ندارد

   

  

*******************************

  

 

سرم را به باد و دلم را به تو

سپردم و رفتم پر از یاد تو

 

تو گفتی بگو

تاب گفتن نبود

 

تو گفتی چرا

وقت پرسش نبود

 

تو گفتی سکوت

این جوایم نبود

 

من اما توانم

توانم نبود

 

تو گفتی برو

وقت رفتن نبود

 

جدایی سهم من

 از این آشنایی نبود.

  

 

***************************

  

 

 

حرف آخر:

" یا مقلب القلوب و الابصار

حول حالنا الا احسن الحال"

 

  
نویسنده : شهاب آراسته ; ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱/٥
تگ ها : شهاب آراسته